اثربخشی همآموزی دو الگوی تربیتی مدلمحور کارگاهی و خلاقیتمحور هنری بر خودکارآمدی، تفکر واگرا و هوش هیجانی هنرجویان
کلمات کلیدی:
خودکارآمدی، تفکر واگرا، هوش هیجانی، الگوی مدل‑محور کارگاهی، الگوی خلاقیت‑محور هنری، هنرجویان هنرستان.چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی همآموزی دو الگوی تربیتی مدل‑محور کارگاهی و خلاقیت‑محور هنری بر خودکارآمدی، تفکر واگرا و هوش هیجانی هنرجویان هنرستانهای شهرستان قروه انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون‑پسآزمون و دو گروه آزمایش بود. جامعه آماری شامل کلیه هنرجویان هنرستانهای شهرستان قروه در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بود و نمونه پژوهش شامل ۶۰ نفر از هنرجویان رشته هنر بود که به صورت در دسترس انتخاب شده و در دو گروه ۳۰ نفره (گروه دریافتکننده الگوی مدل‑محور کارگاهی و گروه دریافتکننده الگوی خلاقیت‑محور هنری) جای گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (۱۹۸۲)، آزمون تفکر واگرای تورنس (۱۹۷۴) و پرسشنامه هوش هیجانی شوت (۱۹۹۸) بودند و مداخلات آموزشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای اجرا شدند. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که هر دو الگوی تربیتی منجر به افزایش معنادار نمرات خودکارآمدی، تفکر واگرا و هوش هیجانی در مرحله پسآزمون شدند. همچنین نتایج نشان داد که الگوی مدل‑محور در افزایش خودکارآمدی به طور معناداری مؤثرتر از الگوی خلاقیت‑محور بود، در حالی که الگوی خلاقیت‑محور در افزایش تفکر واگرا و هوش هیجانی به طور معناداری مؤثرتر از الگوی مدل‑محور عمل کرد. اثرات هر دو مداخله پس از یک ماه پایدار باقی ماند. در نتیجه، همآموزی دو الگوی تربیتی مدل‑محور کارگاهی و خلاقیت‑محور هنری بر خودکارآمدی، تفکر واگرا و هوش هیجانی هنرجویان اثربخش است، اما میزان اثربخشی هر الگو بر حسب متغیر وابسته متفاوت است. بنابراین انتخاب الگوی تربیتی مناسب در هنرستانها باید بر اساس هدف آموزشی و مؤلفهای که قرار است در هنرجو تقویت شود، صورت گیرد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده یک الگوی ترکیبی طراحی و آزمایش گردد.
دانلودها
دانلود
گاهشمار انتشار
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1405 سارا اسدی, فاطمه اسدی (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.