تبیین نقش میانجی تعهد سازمانی در رابطه بین فضیلت سازمانی و رضایت شغلی معلمان
هدف پژوهش حاضر تبیین نقش میانجی تعهد سازمانی در رابطه بین فضیلت سازمانی و رضایت شغلی معلمان بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام معلمان شهر همدان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از این میان ۳۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد رضایت شغلی لستر (1967)، فضیلت سازمانی کامرون و همکاران (2004) و تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مطلوب گزارش شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آمارهای توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) استفاده شد. یافتهها نشان داد که بین فضیلت سازمانی و رضایت شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که فضیلت سازمانی قادر به پیشبینی تعهد سازمانی و رضایت شغلی است و تعهد سازمانی نقش میانجی معناداری در رابطه بین فضیلت سازمانی و رضایت شغلی ایفا میکند. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که تقویت فضایل اخلاقی در مدارس از طریق افزایش تعهد معلمان، راهکاری مؤثر برای ارتقای رضایت شغلی آنها است.
اثر آموزش مفاهیم اخلاق در هوش مصنوعی بر مسئولیتپذیری اجتماعی و شهروندی دیجیتال دانشآموزان متوسطه اول ناحیه 2 همدان
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم اخلاق در هوش مصنوعی بر مسئولیتپذیری اجتماعی و شهروندی دیجیتال دانشآموزان مقطع متوسطه اول ناحیه ۲ شهر همدان بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر متوسطه اول ناحیه ۲ همدان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۵۰ نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۵ نفر) و کنترل (۲۵ نفر) قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مسئولیتپذیری اجتماعی فیلیپس (۱۹۸۰) و پرسشنامه شهروندی دیجیتال چوی و همکاران (۲۰۱۶) بود که روایی و پایایی آنها در پژوهش حاضر تأیید شد. گروه آزمایش در ۸ جلسه تحت آموزش مفاهیم اخلاق در هوش مصنوعی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون کوواریانس تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که آموزش مفاهیم اخلاق در هوش مصنوعی بر افزایش مسئولیتپذیری اجتماعی و شهروندی دیجیتال دانشآموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که ادغام آموزشهای اخلاقی در بستر هوش مصنوعی میتواند در تربیت شهروندان مسئول و آگاه در عصر دیجیتال مؤثر باشد.
نقش آموزش تطبیقیپذیر هوش مصنوعی بر یادگیری عمیق دانشآموزان با میانجیگری خودکارآمدی تحصیلی
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجیگری خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین ادراک از آموزش تطبیقیپذیر مبتنی بر هوش مصنوعی و یادگیری عمیق دانشآموزان بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه اول منطقه سریش آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۱۶۸ نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه محققساخته ادراک از آموزش تطبیقیپذیر هوش مصنوعی، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینگز و مورگان (۱۹۹۹) و پرسشنامه رویکردهای یادگیری بیگز و همکاران (۲۰۰۱) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط متخصصان تأیید و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ مطلوب گزارش شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و در دو سطح توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بین آموزش تطبیقیپذیر هوش مصنوعی با خودکارآمدی تحصیلی و یادگیری عمیق رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی نقش میانجیگری جزئی اما معناداری در این رابطه ایفا میکند؛ به این معنا که آموزش تطبیقیپذیر هوش مصنوعی هم به طور مستقیم و هم از طریق تقویت خودکارآمدی، منجر به ارتقای یادگیری عمیق دانشآموزان میشود. این پژوهش تأکید میکند که بهرهگیری از فناوریهای هوشمند با تأکید بر ابعاد روانشناختی، میتواند بستر مناسبی برای تحقق یادگیری عمیق فراهم آورد.
نقش سبک فرزندپروری در شکلگیری کمالگرایی تحصیلی: یک مطالعه تطبیقی بین دانش آموزان دو استان کردستان و کرمانشاه
هدف پژوهش حاضر مقایسه کمالگرایی تحصیلی و نقش سبکهای فرزندپروری در دانشآموزان ابتدایی دو استان کردستان و کرمانشاه بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع مقطعی-تطبیقی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان ابتدایی این دو استان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۴۰۰ نفر (۲۰۰ نفر از کردستان و ۲۰۰ نفر از کرمانشاه) به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه کمالگرایی کودکان و نوجوانان (C-PQ) فلت و همکاران (۲۰۱۶) و پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند (PAQ) بامریند (۱۹۹۱) استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ مطلوب گزارش شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری تی مستقل و همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که میانگین کمالگرایی تحصیلی در دانشآموزان کردستان به طور معناداری بالاتر از کرمانشاه است. همچنین نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه با کمالگرایی رابطه مثبت و معناداری دارد، در حالی که سبک مقتدرانه در کرمانشاه و سبک مستبدانه در کردستان پررنگتر است. بر اساس نتایج، سبک فرزندپروری نقش مهمی در شکلگیری کمالگرایی دانشآموزان دارد و لازم است با آموزش والدین به سمت سبکهای مقتدرانه حرکت کرد.
تحلیل و مقایسه ابعاد انگیزه شغلی معنوی در معلمان مدارس عادی و استثنایی شهرستان قروه
هدف پژوهش حاضر تحلیل و مقایسه ابعاد انگیزه شغلی معنوی (خدمتگزاری، معنا و تعلق) در معلمان مدارس عادی و استثنایی شهرستان قروه بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی از نوع علی-مقایسهای بود. جامعه آماری شامل تمام معلمان مدارس عادی و استثنایی شهرستان قروه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، ۴۲ نفر (۲۱ نفر معلم مدرسه عادی و ۲۱ نفر معلم مدرسه استثنایی) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد انگیزه شغلی معنوی لی و همکاران (۲۰۲۴) بود که دارای ۱۵ گویه و سه بُعد خدمتگزاری، معنا و تعلق است. پایایی ابزار در پژوهش حاضر با استفاده از آلفای کرونباخ ۰.۸۹ به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آمارهای توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون تی-استودنت) استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات انگیزه شغلی معنوی کلی و ابعاد خدمتگزاری و معنا در معلمان مدارس عادی و استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد، به طوری که معلمان مدارس استثنایی نمرات بالاتری را کسب کردند. با این حال، در بُعد تعلق تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج نشان میدهد که معلمان مدارس استثنایی به دلیل ماهیت شغل خود، انگیزه معنوی بالاتری در ابعاد خدمتگزاری و معنا دارند که میتواند به عنوان یک عامل حمایتی در برابر فرسودگی شغلی عمل کند.
واکاوی نقش چابکی دیجیتال در پیشبینی تعهد حرفهای معلمان: یک مطالعه همبستگی
هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش چابکی دیجیتال در پیشبینی تعهد حرفهای معلمان بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان منطقه سریشآباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که با استفاده از فرمول کوکرن، حجم نمونه ۱۲۰ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای «تعهد حرفهای» (آلن و مایر، ۱۹۹۰) و «چابکی دیجیتال» (پالسفورد و همکاران، ۲۰۱۸) استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها تأیید گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و به روشهای آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی) تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بین چابکی دیجیتال و تعهد حرفهای معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن است که چابکی دیجیتال با ضریب تعیین ۰.۳۳ توانایی پیشبینی معنادار تعهد حرفهای معلمان را دارد. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که تقویت مهارتهای دیجیتال و انعطافپذیری معلمان میتواند به افزایش تعهد و وفاداری آنها به شغل معلمی کمک کرده و مبنایی برای برنامهریزی جهت ارتقای کیفیت آموزش محسوب شود.
تبیین وضعیت تفکر طراحی در معلمان ابتدایی: مطالعه تطبیقی بین معلمان مبتدی و باسابقه استان کردستان
هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان تفکر طراحی در معلمان مبتدی و معلمان با سابقه دوره ابتدایی استان کردستان بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مبتدی و با سابقه دوره ابتدایی استان کردستان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۸۰ نفر (۴۰ نفر مبتدی و ۴۰ نفر با سابقه) به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد تفکر طراحی ایدالیتو و همکاران (۲۰۱۶) بود که دارای ۲۱ گویه و پنج بُعد (همدلی، تعریف مسئله، ایدهپردازی، نمونهسازی و آزمون) بود. روایی و پایایی ابزار در پژوهشهای قبلی و در این پژوهش تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمون تی برای گروههای مستقل در نرمافزار spss استفاده شد. یافتهها نشان داد که وضعیت تفکر طراحی در کل نمونه مطلوب است. نتایج آزمون تی نشان داد که بین میانگین نمرات تفکر طراحی و تمامی ابعاد آن در دو گروه معلمان مبتدی و با سابقه تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که معلمان مبتدی نمرات بالاتری را در تفکر طراحی کسب کردند. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که نومعلمان با وجود کمبود تجربه، از مهارتهای تفکر طراحی و رویکردهای نوین حل مسئله بهرهمندتر هستند که لزوم بازآموزی و توانمندسازی معلمان با سابقه در این زمینه را برجسته میسازد.
نقش اعتمادسازی مدیران در بهبود جو سازمانی مدارس و عملکرد معلمان
هدف اصلی این پژوهش تبیین نقش اعتمادسازی مدیران در بهبود جو سازمانی مدارس و عملکرد معلمان بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان قروه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونهگیری تصادفی ساده، ۱۰۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه اعتمادسازی گابورو و کانتر (۱۹۹۲)، پرسشنامه جو سازمانی هالینگر و مورفی (۱۹۸۵) و پرسشنامه عملکرد معلمان پاترسون (۱۹۸۳) استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که بین اعتمادسازی مدیران و جو سازمانی، بین جو سازمانی و عملکرد معلمان و همچنین بین اعتمادسازی مدیران و عملکرد معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که اعتمادسازی مدیران و جو سازمانی توانایی پیشبینی عملکرد معلمان را دارند. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که مدیران با تمرکز بر اعتمادسازی میتوانند جو سازمانی مطلوبی را ایجاد کرده و از این طریق عملکرد معلمان را ارتقا دهند.
دربارهی مجله
مجله علمی تخصصی تحقیقات روانشناسی عمومی و علوم تربیتی با صاحب امتیازی موسسه انتشاراتی شناخت اندیشه با کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با شماره مجوز 16290 یک نشریه علمی تخصصی ، داوریشده و دسترسی آزاد است که با هدف توسعه و گسترش دانش نظری، تجربی و کاربردی در حوزههای روانشناسی و علوم تربیتی منتشر میشود. این نشریه بستری علمی برای پژوهشگران، اساتید دانشگاه، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، متخصصان آموزش، مشاوران، روانشناسان و سیاستگذاران آموزشی فراهم میآورد تا یافتههای پژوهشی اصیل، چارچوبهای نظری نوآورانه و تحلیلهای علمی خود را در سطح ملی و بینالمللی منتشر کنند.
پژوهشگران محترم قبل از ارسال مقاله حتما جهت دریافت فایل فرمت ارسال مقاله اینجا کلیک کنید.
- صاحب امتیاز: موسسه انتشاراتی شناخت اندیشه
- نوع انتشار: الکترونیکی
- دوره انتشار: فصلنامه
- شاپای الکترونیکی:
- سیاست داوری: داوری بسته
- زبان مجله: فارسی (چکیده انگلیسی)
- حوزه تخصصی: روانشناسی ، سلامت ، علوم تربیتی ، مشاوره
- نوع مجله: علمی تخصصی
- مقالات قابل بررسی: پژوهشی، ترویجی و مروری
- دسترسی رایگان و آزاد به مقالات: بلی
- نمایه شده: بلی
- شناسه دیجیتال:
- زمان داوری: حداکثر2 هفته
- ایمیل پشتیبانی مجله: admin@jgpess.com
داشتن شناساگر ارکید برای تمامی نویسندگان الزامی است. برای دریافت اینجا (https://orcid.org/register) ثبت نام کنید.(راهنمای دریافت شناساگر ارکید).
شماره کنونی